سوپاپ اطمينان (19/03/1388)
بعد از 2 روز مذاكرات مفصل، توافق اصولي حاصل شد. طبق قرار، ابتداي ماه آينده بايد شاهد بازگشت نسبي ايمني باشم. تجربه توافقهاي گذشته نشون ميدن كه اين قول و قرار، تامين ميشه. در واقع تمام طرحم رو فدا كردم. فقط به اين اميد كه بتونم تجديد قوا كنم. البته به هر ترتيبي هم كه به اين روش نگاه ميكنم، باز به اين نتيجه ميرسم كه بين بد و بدتر رو انتخاب كردهام. اما همين هم به نوبه خودش حياتيه.
عوامل شوك آفرين دارن به آرامي و به طور نسبي كنترل ميشن. پشتوانه خوبي براي اين موضوع وجود دارد ولي باز هم خيلي قابل استناد نيست. اما بهرحال اميد زيادي به اون هست. هر چند هم طي يه مدت طولاني، به يه نتيجه نسبي برسه!!!
برنامه جبران بحران رو تنظيم كردهام. هم بطور رواني و هم عملي. بايد به اون عمل كنم چون برنامه خوبيه. حتما ضربات رواني را به مقدار زيادي كنترل مي كنه. اما در عمل، مشكلات بزرگي هم داره. خلاصش اينه كه اصلي ترين طرح توسعهاي كه مدتها روي اون كار كرده بودم رو كنسل كرده! يعني يه عقبنشيني تمام عيار!!! فعلا بايد صبر كنم و منتظر شكار فرصت هاي مناسب و جديد باشم.
الآنه فقط به آرامش و استراحت مطلق احتياج دارم. تا موج بعدي توفان فاصله زيادي ندارم. بعد از يه تجديد قواي كوتاه، بايد آماده يه كشتي سنگين و بدون اشتباه بشم. تو شرايط فعلي هنوز خطرات زيادي وجود داره. اما توكل بر خدا.
