معکوسِ برنامه ریزی (31/06/1387)
نمیدونم چرا همیشه بین برنامه ریزی و عمل، ناسازگاری بوجود میاد. تقریباً همه برنامه های دیروز، امروز جابجا شدن!! یعنی:
1- سرمایه ای که باید دیروز دستم می رسید، ظاهرا با بدحسابی طرف، بین یک هفته تا حداکثر 10 روز آینده خبری ازش نیست.
2- سرمایه دوم، طبق برنامه تایید شده، ولی بین سه تا چهارشنبه می رسه.
3- سرمایه سوم که قرار بود ماه بعد برسه، تایید شده و اونم بین سه تا چهارشنبه می رسه!!!
4- امروز هم باید اصلاحات کار جدید را انجام بدهم. تا تایید و تبدیل، شاید حدود یکماه طول بکشد. ولی بهرحال این چهارمین زمینه سرمایه ای است که قابل برنامه ریزی است و قبلا جزء فرصت های پیش بینی شده هم نبود. البته الزاماً این منبع را در گزینه بدون ریسک و بسیار کم سود بکار می گیرم چون امانتی است که هر لحظه باید قابل دسترس باشد.
5- امروز اولین تماس واقعی با یکی از بچه های نبوغ برقرار شد. ایده دادم و ایده گرفتم. فکر می کنم هر دو سود کردیم. من حتما ایده اونو انجام می دم چون منطق و ریسک قابل قبولی داشت. البته سودش چندان نیست ولی بهرحال احتیاج به سرمایه، زمان و انرژی زیادی نداره.
6- احمد جان اگه این مطالب را خوانده ای، درباره ایده تشکیل یک تعاونی تولیدی برای گزینه پیشنهادی من ایمیل بفرست. البته فعلاً در حد یک ایده. چون تا مرحله اجرا، خیلی چیزها باید طراحی و پردازش شوند. مثل جا. رفت و آمد. بالاسری ها. دریافت. پردازش. توزیع. و ...
اما فهرست اقدامات دیروز:
1- تحقیق اینترنتی جواب خیلی خوبی داد. امروز هم میخواهم آنرا کامل کنم. البته در زمینه ای مشابه و مرتبط.
2- بهم ریختن گزینه دو از روز پنجشنبه بزرگترین شوک پیش بینی نشده در برنامه کار بود که امیدوارم تا روز سه یا چهارشنبه به سطح مطلوب برسه. این موضوع تابع بازارهای جهانیه. در ضمن ماه رمضون هم داره تموم میشه و از بعد بازار داخلی هم باید منتظر تغییراتی بود. اما کی، چطور، و چقدر آن معلوم نیست.
اما فهرست برنامه های آینده:
1- تور.
2- کار جدید شماره 1.
3- تکمیل و تحویل مورد فعلی تا خاتمه نهایی.
4- تعریف کار جدید 2.
5- داستان مارسی فرانسه.
6- و بالاخره سوژه خلاقیت.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:20  توسط فرامرز
|
ادامه سرنوشت (۳۰/۰۶/۱۳۸۷)
۱- خب. مهندس از امریکا اومد. باهم قرار ملاقات گذاشتیم.
۲- خبر عالی اینکه پروژم بعد از ۴ ماه تایید شد. حالا موقعیت محکم تری دارم. به اضافه اینکه منبع چهارمی برای سرمایه پذیری بدست آوردم.
۳- از سرمایه ای که باید اون خوش حسابه باید بهم میداد ظاهرا خبری نیست. تا بعدازظهر معلوم میشه که چرا؟
۴- سرمایه دوم هم تا فردا توحسابم میاد. این دیگه حتمیه.
۵- تحقیقات اینترنتی امروز هم نتیجه خیلی خوبی داشت.
۶- اما یه خبر بد: بحران اقتصادی امریکا روی گزینه دوم من اثر خیلی منفی گذاشته. نمیدونم منتظر بمونم یا نه. ولی برای خرید، اصلا شرایط خوبی نیست.
۷- دومین خبر بد: وبلاگم باز نمیشه. چرا؟ نمیدونم.
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:34  توسط فرامرز
|
روزهای سرنوشت ساز (30/06/1387)
از امروز اگر بدحسابی طرف پیش نیاد، باید سرمایه ها برسن. تو این هفته دومیش هم به احتمال خیلی زیاد میاد. اما سومیش ماه بعدی میرسه.
نتیجه تحقیقاتم این شد که برای شروع، روی گزینه پرسود و پرریسک تمرکز کنم. ولی هنوز زمینه ای ندارم. ببینم تو اینترنت مثل یه تعاونی چی پیدا می شه.
برای دومیش هم نقشه راه آماده است. گزینه کم سود و کم ریسکه. ولی برای سومیش که کم سود و بدون ریسکه هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام. میخوام اونو روی حالت های قبلی متمرکز کنم.
اگه میشد یه تیکه زمین داشته باشم به اضافه یه ماشین مناسب، حتما گزینه اول رو انتخاب می کردم با این تفاوت که دیگه پرسود و کم ریسک می شد. یعنی بهترین حالت ممکن.
اما اگر طبق پیش بینی ها گزینه اول شروع شد و جواب داد، حتما از سود خودش برای تامین این سرمایه های پایه ای عمل می کنم. نتیجه اش بی برو برگرده. شاید درست نباشه ولی راستش خیلی روی اون حساب می کنم.
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9:48  توسط فرامرز
|
سهمیه بندی (۲۷/۰۶/۱۳۸۷)
می خوام سرمایه گذاری را به طور همزمان در ۳ شاخه متفاوت شروع کنم. اولی پر ریسک و پر سود است. دومی کم ریسک و کم سود است. سومی بدون ریسک ولی خیلی کم سود است. نتیجه آزمایش این سه روش در یک دوره زمانی معین نشان می دهد که نقطه تمرکز کار بویژه برای یک آماتور کجاباید باشه؟
اینطوری روش آزمون و خطا با کمترین هزینه انجام می شه. البته نه اینکه آشنا نداشته باشم که مجبور به آزمایش و خطا باشم بلکه اتکا به آشنا کافی نیست و تصمیم نهایی با خودمه. پس باید و مجبورم که این مسیر رو طی کنم.
نکته ای که خیلی مهمه اینکه حتما از بانک اطلاعات ایده ها و تجاربم باید استفاده کنم تا این پروسه با بالاترین ضریب اطمینان به نتیجه برسه. چون اصلا دیگه هیچ جایی برای اشتباه ندارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 9:23  توسط فرامرز
|
شروع عملیات (23/06/1387)
دو روز پیش اقدامات عملی را شروع کردم. چون بزودی منابع لازم برای کار را دریافت می کنم. اوضاع و احوال خوب است. اما قیمت ها رو به افت منظم هستند. خرید در شرایط فعلی باز هم ریسک است چون ممکن است همراه با افت بیشتر هم باشد. تازه در صورت ثبات، سودی ندارد. و در صورت رشد، جریان گرچه به ظاهر مثبت است، ولی برای تکرار خرید، مشکل ساز است.
خوب، پس بالاخره چه باید کرد؟
ایده: باید منبعی پیدا کنم تا با قیمت زیر بازار بخرم و به قیمت بازار بفروشم. اما چطور؟
دیروز مثل همه جمعه های قبلی پای کامپیوتر بودم. نور آفتاب خیلی اذیتم می کرد. مدتها بود می خواستم روی پرده یا روی شیشه (از پشت پرده) مقوا، روزنامه یا پارچه ضخیمی بزنم تا جلوی نور را بگیرم و راحت با کامپیوتر کار کنم. اما امان از تنبلی بیجا!!! دیروز طاقتم تمام شد. هم پرده و هم شیشه را امتحان کردم، چیزی روی آنها بند نمی شد!!! نمی خواستم مثل موارد گذشته بازهم موضوع را رها کنم و حتما باید یک کاری می کردم. یکباره به فکرم رسید، موقعیت سایبان را از فاصله دور (روی پرده) به فاصله نزدیک (روی خود کامپیوتر) جابجا کنم. 5 دقیقه بعد، مشکل 14 ماهه ام حل شد!!! آنقدر ساده که اصلا باورم نمی شد. چرا زودتر به این فکر نیافتادم؟؟؟؟؟
پیدا کردن منبع خرید ارزان مهم ترین و نه مشکل ترین قسمت کار است. اگر این خواسته تامین شود، سود کار بی برو برگرد و تا حد زیادی مصون از امواج روزمره بازار است. حالا هم روی همین موضوع باید دست به کار شوم. مثل حل مشکل سایبان کامپیوتر....
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:20  توسط فرامرز
|